[lokaliˈziːʁən]
محلیابی کردن، مکانیابی
معنی، مثال و مترادفِ lokalisieren ←Röntgenstrahlen werden benutzt, um Brüche in Knochen zu lokalisieren.
از اشعه ایکس برای پیدا کردن شکستگی استخوانها استفاده میشود.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی