[kʊltiˈviːʁən]
کشت کردن، فرهنگپذیر کردن
معنی، مثال و مترادفِ kultivieren ←Unsere Eigenschaften müssen wir kultivieren, nicht unsere Eigenheiten.
ما باید ویژگیهایمان را پرورش دهیم، نه عادتهای عجیبوغریبمان را.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی