[ˈkʏʁt͡sn̩]
کوتاه کردن، خلاصه کردن
معنی، مثال و مترادفِ kürzen ←Wir kürzen das Wort ab.
ما کلمه را کوتاه میکنیم.
Soll ich den Pony etwas kürzen?
آیا چتریها را کمی کوتاه کنم؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی