[ˈhɪnˌhøːʁən]
گوش دادن، توجه کردن
معنی، مثال و مترادفِ hinhören ←Hör genau hin, wenn der Lehrer spricht.
وقتی معلم صحبت میکند، دقیق گوش بده.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی