[hɛɐ̯ˈfoːɐ̯ˌɡeːən]
برآمدن از / نتیجه شدن از
معنی، مثال و مترادفِ hervorgehen ←Aus der Diskussion geht hervor, dass wir mehr Zeit brauchen.
از بحث نتیجه میشود که ما به زمان بیشتری نیاز داریم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی