[ˈheːɐ̯ˌɡeːbn̩]
تحویل دادن، واگذار کردن
معنی، مثال و مترادفِ hergeben ←Ich kann nicht glauben, dass du all dein Geld hergeben willst.
باورم نمیشود که میخواهی تمام پولت را ببخشی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی