[ˈɡuːtˌtuːn]
خوب بودن، مفید بودن
معنی، مثال و مترادفِ guttun ←Mach Dinge, die dir guttun.
کارایی رو بکن که حالت رو خوب میکنه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی