[ɡəˈvɛːɐ̯ˌlaɪ̯stn̩]
تضمین کردن
معنی، مثال و مترادفِ gewährleisten ←Diesen Service können wir nicht gewährleisten.
ما نمیتونیم این سرویس رو تضمین کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی