[ˈfluːtn̩]
سیلابی شدن، طغیان کردن
معنی، مثال و مترادفِ fluten ←Nach dem Regen flutete der Fluss das Tal.
پس از باران، رودخانه دره را سیلابی کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی