[ɛɐ̯ˈʃʁɛkn̩]
ترسیدن / یکه خوردن
معنی، مثال و مترادفِ erschrecken ←Das Kind erschrickt vor dem Hund.
کودک از سگ میترسد.
Er erschrak vor dem lauten Geräusch.
او از صدای بلند ترسید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی