[ɛɐ̯ˈlaʊ̯bn̩]
اجازه دادن
معنی، مثال و مترادفِ erlauben ←Grillen ist hier erlaubt.
کباب کردن اینجا مجاز است.
Rauchen ist hier nicht erlaubt.
سیگار کشیدن اینجا مجاز نیست.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی