[ɛɐ̯ˈʔaʁbaɪ̯tn̩]
بهدست آوردن، کار کردن روی
معنی، مثال و مترادفِ erarbeiten ←Die Leute erarbeiten das gemeinsam im Team.
مردم این کار را با هم در تیم انجام میدهند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی