[ɛntˈɡeːɡn̩ˌkɔmən]
پیشقدم شدن، مساعدت کردن
معنی، مثال و مترادفِ entgegenkommen ←Kannst du mir in dieser Sache entgegenkommen?
آیا میتوانی در این موضوع با من مساعدت کنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی