[ˈdyːzn̩]
با سرعت رفتن، جت زدن
معنی، مثال و مترادفِ düsen ←Wir müssen jetzt düsen, sonst verpassen wir den Zug.
باید الان با سرعت برویم، وگرنه قطار را از دست میدهیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی