[ˈbʁaːtn̩]
سرخ کردن
معنی، مثال و مترادفِ braten ←Ich werde Fleisch braten.
من گوشت سرخ خواهم کرد.
Du musst das Fleisch von beiden Seiten scharf braten.
باید گوشت را از هر دو طرف با حرارت بالا سرخ کنی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی