[bəˈtʁaʊ̯ɐn]
سوگواری کردن، ماتم گرفتن
معنی، مثال و مترادفِ betrauern ←Sie betrauert den Verlust ihres Vaters.
او فقدان پدرش را سوگواری میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی