[bəˈʃøːnɪɡn̩]
آراستن، لکهدار کردن
معنی، مثال و مترادفِ beschönigen ←Ein kleiner Mann wird immer seine Fehler zu beschönigen suchen.
بگونهی کوچکی دیدهای که همیشه درباره خود خود را به دستبستگی میکشد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی