[bəˈʁaːtn̩]
مشاوره دادن
معنی، مثال و مترادفِ beraten ←Er berät Kunden beim Kauf.
او هنگام خرید به مشتریان مشاوره میدهد.
Ich berate Sie gerne zu einer neuen Haarfarbe.
با کمال میل به شما درباره یک رنگ موی جدید مشاوره میدهم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی