[bəˈlɔɪ̯çtn̩]
روشن کردن
معنی، مثال و مترادفِ beleuchten ←Ich benutze eine Taschenlampe, um dunkle Stellen zu beleuchten.
از چراغقوه استفاده میکنم تا جاهای تاریک را روشن کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی