[bəˈkeːʁən]
معتقد کردن، مسیحی کردن
معنی، مثال و مترادفِ bekehren ←Der Missionar bekehrte viele Menschen zum Christentum.
مبلغ، بسیاری از مردم را به مسیحیت گرواند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی