[ˈbʏkn̩]
خم شدن
معنی، مثال و مترادفِ bücken ←Ich kann mich nicht mehr so bücken wie früher.
دیگه مثل قدبما نمیتونم اینقدر خم بشم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی