[ˈaʊ̯fˌkaʊ̯fn̩]
خریداری کردن، سرمایهگذاری
معنی، مثال و مترادفِ aufkaufen ←Eine Investorengruppe will das Unternehmen aufkaufen.
یک گروه سرمایهگذار میخواهد شرکت را بخرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی