[aplaʊ̯ˈdiːʁən]
تشویق کردن، دست زدن
معنی، مثال و مترادفِ applaudieren ←Das Publikum applaudierte am Ende des Konzerts minutenlang.
مخاطبان در پایان کنسرت برای دقایقی دست زدند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی