[ˈanfɛɐ̯ˌtʁaʊ̯ən]
راز خود را به کسی گفتن / امانت سپردن
معنی، مثال و مترادفِ anvertrauen ←Ich kann ihm meine Geheimnisse anvertrauen.
من میتوانم رازهایم را به او بگویم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی