[ˈanˌʃpanən]
کشیدن
معنی، مثال و مترادفِ anspannen ←Du musst die Sehne anspannen, bevor du den Pfeil abschießt.
قبل از پرتاب تیر باید زه کمان را بکشی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی