[ˈanˌʃliːsn̩]
وصل کردن / متصل کردن (کابل/برق)
معنی، مثال و مترادفِ anschließen ←Sie müssen den Drucker an den Computer anschließen.
شما باید پرینتر را به کامپیوتر متصل کنید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی