[ˈanˌkʊʁbl̩n]
راهاندازی، تحریک
معنی، مثال و مترادفِ ankurbeln ←Die Regierung will mit Steuersenkungen die Wirtschaft ankurbeln.
دولت میخواهد با کاهش مالیات، اقتصاد را رونق دهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی