[ˈanˌfyːlən]
لمس کردن، حس کردن
معنی، مثال و مترادفِ anfühlen ←Wie sollten meine Hoden aussehen und sich anfühlen?
ظاهر و حس بیضههام باید چطوری باشه؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی