[ˈanbəˌhaltn̩]
نگه داشتن، در بر داشتن
معنی، مثال و مترادفِ anbehalten ←Bei dieser Hitze kann ich meinen Mantel nicht anbehalten.
با این گرما نمیتوانم کتم را نگه دارم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی