[ˈapˌkaʊ̯fn̩]
باور کردن، خریدن
معنی، مثال و مترادفِ abkaufen ←Ich möchte ihm das Haus nicht abkaufen.
نمیخوام اون خونه رو ازش بخرم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی