[ˌyːbɐˈʁaɪ̯çn̩]
تسلیم کردن، تقدیم کردن
معنی، مثال و مترادفِ überreichen ←Tom vergaß, Maria ihr Geschenk zu überreichen.
تام یادش رفت هدیهاش را به مری بدهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی