[ˌyːbɐˈfyːʁən]
انتقال دادن، مجاب کردن
معنی، مثال و مترادفِ überführen ←Tom und Maria meinen, Johannes als Täter überführen zu können.
تام و ماریا فکر میکنند میتوانند ثابت کنند که یوهانس مجرم است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی