سطح B1

وجه شرطی

Konjunktiv II

آرزو، خواهش مؤدبانه و شرط غیرواقعی.

توضیح

Konjunktiv II — وقتی واقعیت را آرزو می‌کنیم!

تصور کن دوستت ازت می‌پرسد: «میای بیرون؟» و تو باید بگی: «ای کاش میومدم، ولی کار دارم.» این «ای کاش» در آلمانی دقیقاً کار Konjunktiv II است؛ یعنی ما درباره‌ی چیزی حرف می‌زنیم که الان واقعیت ندارد، یا نمی‌خواهیم لحنمان خشک و دستوری باشد. خبر خوب اینکه لازم نیست همه‌ی فعل‌ها را از حفظ کنی!

قانون طلایی: würde + مصدر

ساده‌ترین و پرکاربردترین روش ساخت Konjunktiv II این است: würde + فعل اصلی (مصدر). این شکل تقریباً برای هر فعلی جواب می‌دهد و تو را از حفظ کردن صرف نجات می‌دهد.

مثال: من معمولاً می‌گویم *Ich gehe ins Kino*، ولی اگه نخوام واقعاً برم، می‌گم: *Ich würde ins Kino gehen* (می‌رفتم سینما — ولی نمیرم).

استثناهای مهم: این شش تا «würde» نمی‌گیرند!

شش فعل هستند که صورت Konjunktiv II مخصوص به خودشان را دارند و هرگز با «würde» ساخته نمی‌شوند، چون صدایشان طبیعی‌تر است:

  • hätte (داشتن، به‌جای *haben*)
  • wäre (بودن، به‌جای *sein*)
  • könnte (توانستن، به‌جای *können*)
  • müsste (باید، به‌جای *müssen*)
  • sollte (باید/می‌بایست، به‌جای *sollen*)
  • wollte (خواستن، به‌جای *wollen*)

پس بگو *Ich hätte gern Zeit* (ای کاش وقت داشتم)، نه ~~Ich würde Zeit haben~~. گوش آلمانی‌زبان این دومی را مصنوعی می‌داند.

شرط غیرواقعی: جمله‌ی شرطی

وقتی شرطی می‌سازیم که به واقعیت ربط ندارد، ساختار کلاسیکش این است:

Wenn + حال غیرواقعی، würde + مصدر

مثال: *Wenn ich Zeit hätte, würde ich mit dir kommen* (اگه وقت داشتم، می‌اومدم باهات). حواست باشد: در جمله‌ی شرط فعل hätte می‌آید، ولی در جواب würde kommen. ترتیبش طبیعی‌ترین شکل آلمانی است.

خواهش مؤدبانه: کلید طلایی!

برای درخواست مؤدبانه از Konjunktiv II استفاده کن، مخصوصاً با könnten و würden:

  • *Könnten Sie mir bitte helfen?* (میشه لطفاً کمکم کنید؟)
  • *Würden Sie das bitte wiederholen?* (لطفاً یه بار دیگه میگید؟)
  • *Hätten Sie einen Moment Zeit?* (یه لحظه وقت دارید؟)

اینها را در آزمون‌های Goethe و زندگی روزمره‌ی آلمانی فراموش نکن؛ نبودنشان یعنی لحن خشن و دستوری.

شش فعلی که «würde» نمی‌گیرند

فعل اصلیKonjunktiv IIمعنی فارسی
habenhätteداشتن
seinwäreبودن
könnenkönnteتوانستن
müssenmüssteباید (اجبار)
sollensollteباید (توصیه)
wollenwollteخواستن

مثال

  • Ich würde gern nach Berlin fahren.

    دوست داشتم برم برلین (ولی نمیرم یا نمیتونم).

  • Wenn ich reich wäre, würde ich ein Haus kaufen.

    اگه پولدار بودم، یه خونه می‌خریدم.

  • Könnten Sie mir bitte das Salz geben?

    ممکنه لطفاً نمک رو بدید بهم؟

  • Ich hätte gern mehr Zeit zum Lernen.

    ای کاش وقت بیشتری برای درس خوندن داشتم.

  • Wir müssten bald los, wenn wir den Zug erreichen wollen.

    اگه می‌خوایم قطار رو برسونیم، باید زود راه بیفتیم.

  • Würden Sie das bitte noch einmal sagen?

    ممکنه لطفاً یه بار دیگه بگید؟

۹ تمرینِ این درس

خواندنِ قاعده کافی نیست. با حسابِ رایگان تمرین‌های همین درس، آزمونِ جامع، پیگیریِ پیشرفت و تصحیحِ نوشتار با هوش مصنوعی را داری.

شروع رایگان